استاد محبوبه خوانساریه

روانشناسی سایه ها

روانشناسی سایه ها

در روانشناسی سایه ها از دیدگاه کارل گوستاو یونگ، انسان‌ها علاوه بر ضمیر ناخودآگاه شخصی یا فردی، بخش مشترک دیگری به نام ناخودآگاه جمعی یا فرافردی دارند. محتویات این بخش از روح و ذهن را کهن الگوها تشکیل می‌دهند.
یکی از این کهن الگوها که نزدیک ترین چهره به ناخودآگاه شخصی و خودآگاهی ست، «سایه» نام دارد.
الگوی کهن سایه، قسمت منفی و حیوانی، غریزی، زشت، نفرت انگیز و ناپسند آدمی ست. چیزی است که همه انسان ها مایل هستند آن را از دیگران مخفی کنند.

سایه شخصیتی چیست؟

سوالی که ممکن است به ذهن هر شخصی برسد، این است که در روانشناسی سایه ها واقعا شخصیت سایه چیست؟ تعارض ميان آنچه هستيم و آنچه مى‌خواهيم باشيم، هسته مركزى كشمكش‌هاى انسان است. زندگى و مرگ، خير و شر، اميد داشتن و تسليم شدن، در هر انسانى همزيستى دارند. و نيروى‌شان را در تمامى جنبه‌هاى زندگى ما به ‌كار مى‌گيرند. اگر شجاعت را مى‌شناسيم به اين دليل است كه با ترس روبه‌رو شده‌ايم. اگر مى‌توانيم صداقت را تشخيص دهيم به اين علت است كه با فريبكارى مواجه شده‌ايم.

چه زمانی سایه شخصیتی بر ما غالب می‌شود؟

توشه هر يك از ما، سال‌ها تجربه و اميدى راستين است مبنى بر اينكه مى‌توانيم يك بار براى هميشه سايه را بازشناسيم.

اگر با قدرت سايه روبه‌رو نشويم و به خرد آن سازمان ندهيم، سايه مى‌تواند زندگى و دنياى ما را كاملا ويران كند.
وقتى نتوانيم آسيب‌پذيرى‌مان را بپذيريم و نتوانيم رفتارهاى بدمان را بشناسيم، در آستانه يك پيشرفت شخصى يا حرفه‌اى، به‌گونه‌اى اجتناب‌ناپذير رفتارهايى خود ويرانگرانه بروز مى‌دهيم . سپس سايه برنده مى‌شود.
وقتى در هنگام صحبت با فرزندان‌مان خشمى نامتناسب بروز مى‌دهيم، سايه برنده مى‌شود. وقتى به افراد موردعلاقه‌مان خيانت مى‌كنيم، سايه برنده مى‌شود. وقتى از پذيرفتن ذات حقيقى‌مان اجتناب مى‌كنيم، سايه برنده مى‌شود. تا زمانى كه آنچه هستيم را نپذيريم، اثر سايه اين قدرت را دارد كه مانع شادمانى‌مان بشود. اگر سايه ناديده گرفته شود ما را از يكپارچگى بازمى‌دارد، مانع رسيدن ما به برترين اهداف‌ ما مى‌شود و باعث مى‌شود كه نتوانيم زندگى را به‌طور كامل تجربه كنيم.


به دو دلیل نباید سایه را سرکوب کرد:

  1. تعادل و سلامت روانی ما در گرو آن است که بخش خودآگاه وجود ما و سایه بتوانند باهم زندگی کنند. بنابراین سرکوب سایه با قوی‌تر کردن آن، تعادل روانی ما را به‌هم می‌زند و باعث بروز انواع ناهنجاری‌ها و مشکلات روانی خواهد شد.
  2. سایه صرفا دارای جنبه‌های منفی نیست. همان‌طور که یونگ در روانشناسی سایه ها گفته است (اگر گرایش‌های سرکوب‌شده‌ی سایه فقط بد بودند، مشکلی وجود نداشت. با اینکه سایه عموما حقیر، ابتدایی، وحشی و غیرقابل پیش‌بینی است، اما به‌طور مطلق بد نیست. و دارای جنبه‌های مثبتی مثل صفات برجسته‌ی کودکانه و معصومانه است که می‌تواند باعث ایجاد شور و حال و زیبایی در زندگی انسان شود. به جای سرکوب کردن سایه‌های خود، باید تمام جوانب آن را بپذیریم . و آن را به عنوان بخشی واقعی از وجود خود قبول کنیم . زیرا سایه‌ی ما، شخصیت اصلی ما را در بر دارد. با سرکوب سایه، علاوه بر دچار شدن به عدم تعادل و ناهنجاری، خود را از ارزش‌ها و مواهب آن نیز محروم می‌کنیم.

سایه را نباید سرکوب کرد

سایه، بخش واقعی از وجود ما است و ما با سرکوب آن، خود را از تعادل و یکپارچگی شخصیت محروم می‌کنیم. از طرف دیگر هرچه سعی در سرکوب سایه یا همان جنبه‌ی حقیر و وحشی وجود خود داشته باشیم، قوی‌تر و وحشی‌تر می‌شود. هرچه کمتر به سایه توجه کنیم، سیاه‌تر و پررنگ‌تر خواهد شد.

آشتی با سایه و دستیابی به آرزوها

اگر نتوانیم با سایه‌ی خود آشتی کنیم، همیشه در بخشی از وجود خود احساس بدی خواهم داشت. که به‌طور ناخودآگاه آنچه را که می‌خواهیم، از خود دریغ می‌کنیم. اما با پذیرش سایه‌ها، خودمان را همان‌گونه که در حقیقت هستیم، می‌پذیریم و دوست داریم. روانشناسی سایه ها می گوید که وقتی خودتان را دوست داشته باشید
به‌طور طبیعی به‌ دنبال آرزوها و شور و شوق‌تان می‌روید. خود را لایق تمام نعمت‌ها می‌دانید و با کنار زدن موانع درونی، راه جذب آنها را به سوی خود می‌گشایید.

رابطه سایه در روانشناسی و کابوس های شبانه چیست؟

اثر الگوی کهن سايه همه جا هست. شواهد تأثير سايه در هر بخش زندگى‌ قابل‌مشاهده است.
شايد چشمگيرترين تأثير آن را بتوانيم در افكارمان تشخيص دهيم. ما اين نگرانى را داريم كه اگر بخش تاريك ما آشكار شود، اين تاريكى موجب احساس شرمسارى عظيمى در ما شود يا حتى بدتر از آن، يعنى بدترين كابوس‌های ما جان بگيرند.
ما مى‌ترسيم به درون‌مان بنگريم، چون نمى‌دانيم با نگريستن به آن چه چيزى پيدا خواهيم كرد. پس به‌جاى آن، سرمان را زير برف پنهان مى‌كنيم و از روبه‌رو شدن با بخش سايه‌مان اجتناب مى‌كنيم.

الگوی سایه چه اثراتی بر زندگی ما دارد؟

تأثیری که الگوی کهن سایه در زندگی ما می گذارد انکارناپذیر است. اگر با اين تصور زندگى كنيم كه ما تنها در يک سوى اين دوگانگى قرار داريم ، در طيفى محدود از ويژگى‌هاى انسانى آنگاه ممكن است اين سؤال براى‌مان پيش آيد كه پس چرا بيشتر ما اكنون كاملا از زندگى‌مان راضى نيستيم. چرا با وجودى كه به دانش زيادى دست يافته‌ايم هنوز نمى‌توانيم قدرتی داشته باشيم كه نيت‌هاى خيرمان را با تصميماتى قدرتمند عملى سازيم و مهم‌ترين مسئله اين است كه چرا بطور مداوم درگير رفتارهايى هستیم كه برخلاف سيستم ارزشى ما است كه بر آن‌ها پافشارى مى‌كنيم؟

ما ادعا مى‌كنيم كه دليل چنين مسائلى، زندگى آزمون نشده، بخش تاريك‌تر خويشتن ما، بخش سايه های درون خويشتن ما، يعنى جايى كه قدرت غيرارادی در آن پنهان شده است می‌باشد.

چرا از رو به رو شدن با سایه درون خود می‌ترسیم؟

بسیاری از افراد از رو به رو شدن با سایه درون خود می‌ترسند. وقتى در حال انديشيدن به افكار تاريك و منفى يا بروز رفتارى كه احساس مى‌كنيم غيرقابل‌قبول است، مچ خودمان را مى‌گيريم مانند يك موش‌ فرار کرده و به سوراخ خود برمى‌گرديم و مخفى مى‌شويم و اميدوارانه دعا مى‌كنيم قبل از اينكه از سوراخمان بيرون بیاییم آن خطر ناپديد شده باشد.

چرا چنين مى‌كنيم؟ چون مى‌ترسيم كه هر چقدر تلاش كنيم هرگز نتوانيم از اين بخش وجودمان فرار كنيم. حقيقت اين است كه فرار از سايه فقط باعث تشديد قدرت آن مى‌شود. انكار فقط باعث عذاب، پشيمانى و تسليم مى‌شود. سايه، ما را تحريك مى‌كند رفتارهايى از ما سر بزند كه هرگز تصورش را نمى‌كرديم . و باعث مى‌شود انرژى حياتى‌مان را با عاداتى بد و رفتارهای تكرارى زايل كنيم.

سايه، ما را از بيان كامل خويشتن، سخن گفتن از حقيقت‌مان و از يك زندگى اصيل بازمى‌دارد. فقط با پذيرش دوگانگى‌مان است كه مى‌توانيم خود را از قيد رفتارهايى كه به‌طور بالقوه مى‌تواند موجب سقوط‌مان شوند، رها كنيم.

استاد محبوبه خوانساریه مدرس مکتب یونگ

یک دیدگاه ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *